این روزها چقدر خسته ام
خسته از همه چیز و همه جا
دگر قلمم نای دویدن ندارد
خسته و بی رمق به گوشه ای خزیده و مهر سکوت بر خود زده
نمیدانم چرا این روزها اینقدر آسمان دلم ابری و طوفانی ست
ابری سنگین و سیاه بر آسمان دلم حاکم است
و هر لحظه هوای باریدن دارد
ای دل ببار
ببار
شاید باریدنت موجب شود
تا ابرهای سیاه غم از آسمان دلم رخت بر بندد
و یک بار دیگر
آفتاب بر فراز آسمان دلم جلوه گری کند.
خدایا !
تو خود فرمودی :
الا بذکرالله تطمئن القلوب
ای قرار دلهای بی قرار
با نام و یادت قرار دل بی قرارم باش
+ نوشته شده توسط گمگشته در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت
15:50 |











